سلاااااااااام
معمولاً انسان ها به دنبال مؤفقیت اند؛ و به آن نمی رسند.
یا اگر هم برسند زود گذر است.
مگر اینکه ...
زیرا برای مؤفق شدن؛ باید اول :
مؤفق بود.
شما می توانید روز اول ماه را از همین امروز حساب کنید
امروز شنبه اول آبان ماه 86 و روزهای بعد به ترتیب آمده است
من خودم که از امروز شنبه همین کارا رو شروع کردم .
موفق باشین
یا علی
روز اول
از کارهایی که انجام می دهی لذت ببـر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با مؤفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خـواهد بود.
روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.
یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می کند.
روز سوم
همه چیز را همان طور که هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی کند.
اگر می خواهی چیزها را به بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس کارخانۀ شادی سازی باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن.
تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند
برای ابر چه فرقی می کند باد از کدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می کنی؟
روز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلکه بپرس : چه کاری به نفع همه است ؟
اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.
روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است که : چه کاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همۀ دیوارهایش استوار باشند.
روز هشتم
وقتی کار به مشکل می خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
برای مؤفقیت در هر کار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشۀ کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.
روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.
روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می کنند.
کوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم که
از قلۀ کوه دیده می شود، بسیار زیباست.
روز دوازدهم
اراده ات را قوی کن.
خود را وارد انجام کارهایی کن که برایت مشکل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.
روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن.
شیشه های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد.
روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلکه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـرین وجه ممکن انجام دهم.
این را بدان که: همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب
هرگز به آمریکا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی کرد.
روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند،
روی موانع تمرکز دهی،
هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.
روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می کنی؟
زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی شود
کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.
روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است که از هر سو تا افق امتداد دارد؛
چرا خود را در آغل حبس کنی. البته بلا نسبت
روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی کن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.
زندگی یک صحنۀ پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند.
روز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری.
وجود رنگ های تیره در یک تابلوی نقاشی.
نشانۀ افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر کاری را با شادی انجام بده، تا دیگران را هم شاد کنی.
روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می تواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن. اگر هر بار که تاب می خوری احساس شگفتی کنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد.
در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس کن.
روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندۀ آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می کنی و طوطی ات فریاد بزند که :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟
روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن.
حقیقت مانند دانۀ بادام است،
و عقاید پوستۀ آن دانۀ بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت ِ هر چیز هستی،
باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.
روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن کار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران کمک می کند؟
روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی کرد.
اول درونت را آرام کن.
ذهن مانند یک دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می کند که آرام باشد.
روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمرکز کن.
برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی،
نه این که به دیوارها فکر کنی.
روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی که زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود که در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانۀ دیگران.
روز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد.
تلاش کن که بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حرکت کن.
تنها خداوند کامل است.
روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنکه در حین کار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.
روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفکر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی
و نمی توانی خودت خلق کنی.
زمین هنگامی گرم می شود که
به سمت خورسید متمایل باشد.
روز سی ام
هر چیز که راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کس می داند که
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یک گیاه می فهمد که باد، آن را تقویت می کند
یا باران باعث
رشد گل های زیبا می شود.
روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میکروبی کشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می کند
و باعث می شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی
زمانی که این فرمول در زندگی شما ریشه دواند:
باید به شما تبریک گفت، زیرا دیگر یک فرد مؤفق هستید.
و احتیاجی نیست که دیگه دنبال مؤفق شدن باشید.
زیرا به قول قدیمی ها: به هرچی دست بزنید طلا می شه.
البته مؤفقیت از طلا با ارزش تر است.
(مؤفقیت از ثمرۀ مؤفقیت با ارزش تر است )
آیاتی از سوره های عنکبوت و الروم ...........
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ
و آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، گناهانشان را قطعاً از آنان مي پوشانيم و بر پايه بهترين عملى كه همواره انجام مي داده اند ، پاداششان مي دهيم .
سوره عنکبوت آیه 7
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ
و از مردم كسانى هستند كه مي گويند : به خدا ايمان آورديم . پس هنگامي كه در راه خدا شكنجه و آزار شوند ، شكنجه و آزار مردم را مانند عذاب خدا [ غير قابل تحمل ] شمارند [ و از بيم ادامه يافتنش از ايمان دست برمي دارند ] ، و اگر از سوى پروردگارت يارى و نصرتى [ چون پيروزى و غنيمت ]بيايد ، [ به مؤمنان ] قاطعانه مي گويند : ما هم با شما بوديم . آيا [ حال آنان از ديد خدا پنهان است ] و خدا به آنچه در سينه هاى جهانيان است [ از همه ] آگاه تر نيست ؟
سوره عنکبوت آیه 10
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ «42» وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ «43» خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ «44» اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ «45»
يقيناً خدا مي داند به جاى او چه چيزهايى را مي پرستند [ چيزهايى كه نه داراى ارزش و اعتبارند و نه قدرت تصرف در كارى را دارند ! ! ] و فقط او تواناى شكست ناپذير و حكيم است ، « 42» و اين مثل ها را براى مردم مي زنيم ، ولى جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمي كنند . « 43» خدا آسمان ها و زمين را به حق آفريد ; يقيناً در اين [ آفرينش ]نشانه اى [ بر توحيد ، ربوبيت و قدرت خدا ] براى مؤمنان است . « 44» آنچه را از اين كتاب به تو وحى شده است ، بخوان و نماز را برپا دار ، يقيناً نماز از كارهاى زشت ، و كارهاى ناپسند باز مي دارد ; و همانا ذكر خدا بزرگ تر است ، و خدا آنچه را انجام مي دهيد ، مي داند . « 45»
سوره عنکبوت آیات 42 الی 45
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ «58»
و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند حتماً آنان را در قصرهايى رفيع و با ارزش از بهشت كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، جاى خواهيم داد ، در آنجا جاودانه اند ; چه نيكوست پاداش عمل كنندگان .
سوره عنکبوت آیه 58
فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ «65»
] مشركان تا در امنيت و آسايشند ، بر آيين شرك تعصّب دارند ، ] پس زمانى كه در كشتى سوار مي شوند [ و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مي كند ]خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [ از هرگونه شركى ] خالص مي كنند ، مي خوانند ، و چون به سوى خشكى نجاتشان مي دهيم به ناگاه به آيين شرك روى مي آورند ،
سوره عنکبوت آیه 65
وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الْآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ «16» فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ «17» وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ «18» يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ «19» وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ «20» وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «21» وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْعَالِمِينَ «22» وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ «23» وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ «24»وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُونَ «25»
و اما كسانى كه كفر ورزيده و آيات ما و ديدار آخرت را تكذيب كرده اند ، احضارشدگان در عذاب اند . « 16» پس خدا را هنگامي كه وارد شب مي شويد و هنگامي كه به صبح در مي آييد ، تسبيح گوييد ، « 17» همه ستايش ها در آسمان ها و زمين ويژه اوست و شب و آن گاه كه وارد ظهر مي شويد [ نيز خدا را تسبيح گوييد . ] « 18»زنده را از مرده بيرون مي آورد و مرده را از زنده بيرون مي آورد ، و زمين را پس از مردگى اش زنده مي كند ; و اين گونه [ از گورها ] بيرون آورده مي شويد . « 19» و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او اين است كه شما را از خاكى [ بى جان ] آفريد ; پس اكنون بشرى هستيد كه [ روى زمين ] پراكنده و منتشريد ، « 20» و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ]او اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد تا در كنارشان آرامش يابيد و در ميان شما دوستى و مهربانى قرار داد ; يقيناً در اين [ كار شگفت انگيز ] نشانه هايى است براى مردمي كه مي انديشند ، « 21» و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او آفرينش آسمان ها وزمين و اختلاف و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى شماست ; بى ترديد در اين [ واقعيات ]نشانه هايى است براى دانايان ، « 22» و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او خواب شما وجستجويتان براى تأمين معاش در شب وروز است، يقيناً در اين [ امور ] نشانه هايى است براى مردمي كه گوش شنوا دارند ، « 23» و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] اوست كه برق را مايه ترس [ از صاعقه ]و اميد [ به باران ] به شما مي نماياند ، و از آسمان ، آبى نازل مي كند كه زمين را پس از مردگى اش به وسيله آن زنده مي كند ; قطعاً در اين [شگفتى هاى آفرينش] نشانه هايى است براى مردمي كه تعقّل مي كنند . « 24»و از نشانه هاى [ قدرت و ربوبيت ] او اين است كه آسمان و زمين به فرمانش برپايند ، سپس زمانى كه شما را با يك دعوت از زمين بخواند ، ناگاه [ از گورها ] بيرون مي آييد ، « 25»
سوره الروم آیات 16 الی 25
زندگی عادلانه نیست
ولی هنوز خوب است !
میگذرد و منتظر اتفاقات خوب و بد دیگه ای هم هستم
و مطمئنم عمر این روزها کوتاه است
به امید روزهای خوب و خوبتر و خوب ترتر .....
آسان آن است که کسی را که دوستت دارد از خود برنجانی..
سخت ، درمان درد بجای مانده در اوست.
دنیای هرکس به اندازه وسعت افکار اوست نه به انداز ه جهانی که در آن
زندگی میکند ، پس همیشه سعی کن فکرت خیلی وسیع باشد !
مسیرهای فکری بعدها تبدیل به مسیر های زندگی میشوند پس همیشه
به افکارت چهارچوب بزن نگو حالا فقط یه فکره...
واژهء سلام متواضعترین واژه هاست اگه یه روز یه جایی خواستی که با یه واژه کلی حرف بزنی ..
بگو "سلام"
همیشه وقتی کسی رو می بینی که از شدت افکار بزرگ نما سرشار شده و خودشو خیلی بالا میبینه
بدون که فقط جهالتش از تو بیشتره
یاد حرف معروف سقراط بیفت... که گفت:
" من نادانم ولی شما از من هم نادانترید چرا که من می دانم که چیزی نمی دانم ولی شما نه! "
بقیه حرف خوبام هم بعدا میگم حالا همین ها رو داشته باش
وصیتنامه حضرت علی(ع) نمادی از ایمان و وارستگی
پسرم حسن! تو و همه فرزندان و خاندانم و هر کس را که این نامه به او می رسد، به امور زیر سفارش می کنم:
- هرگز تقوای الهی را از یاد نبرید و کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.
- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا، متحد باشید و از هم جدا نشوید. همانا از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود: "اصلاح میان مردم، از نماز و روزه دائم، افضل است و چیزی که دین را نابود می کند، فساد و اختلاف است."
- نزدیکان و خویشاوندان را از یاد نبرید. صله رحم کنید که صله رحم، حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.
- مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند .
- با همسایگان خوش رفتاری کنید؛ پیامبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم برای همسایگان از همسایه خود، ارث قرار می دهد.
- مبادا دیگران در عمل کردن به قرآن بر شما پیشی گیرند.
- توجه شایسته به نماز؛ چرا که نماز، ستون دین شماست.
- رمضان؛ که روزه آن ماه، سپری است برای آتش جهنم.
- جهاد در راه خدا؛ از مال و جان خود در این راه، کوتاهی نکنید.
- زکات مال آتش خشم الهی را خاموش می کند.
- درباره امت پیامبران مبادا مورد ستم قرار گیرند.!
- درباره صحابیان پیامبرتان؛ زیرا رسؤل خدا درباره آنان سفارش کرده است.
- فقرا و تهیدستان را در زندگی خود شریک کنید.
- بردگان و کنیزان، آخرین سفارش پیامبر درباره آنها بود.
- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید، همان طوری که قرآن دستور داده است و به ملامت مردم، ترتیب اثر ندهید.
- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. نتیجه ترک آن، این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد. آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.
- بر شما باد هنگام معاشرت، فروتنی و بخشش و نیکویی درباره یکدیگر! از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.
- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به صورت گروهی انجام دهید و از همکاری در گناهان و اموری که موجب کدورت و دشمنی می شود، بپرهیزید .
- از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است .
خداوند، نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیامبرش را در حق شما حفظ فرماید. اکنون با شما وداع می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش را برای شما می خوانم
با سلام و وقت بخیر
اومدم فقط این دعا رو بکنم و برم
یا شافی اشف کل مریض
مخصوصا" برای مادر یکی از همکارا
همیشه دعاش میکنم
امیدوارم به زودی سلامتی کامل خودش رو به دست بیاره
شما هم دعاش کنین
خوب كه فكر مي كنم، به خودم حق مي دهم. با اين همه، باورم نمي شود كه به اين راحتي دستم به خون بيگناهي آلوده شده باشد؛ اما او هم بي تقصير نبود. زندگي را برايم جهنم كرده بود و لحظه بلحظه زندگي را برايم تنگتر مي كرد.
گوشش بدهكار فريادهايم نبود. دست از سرم بر نمي داشت. به هيچ صراط مستقيمي نبود. اين آخريها حسابي موي دماغم شده بود كه كارش را تمام كردم.
از زندگي سير شده بودم، حاضر نبودم حتي يك لحظه ديگر تحملش كنم. يا بايد خودم را مي كشتم، يا آن بدذات را؛ و خوشبختانه راه دوم را انتخاب كردم. چرايش را نمي دانم؛ شايد به اين سبب كه ضعيفتر بود و راحت تر جان مي داد.
به هر حال، وقتي براي آخرين بار سراغم آمد، گذاشتم زمزمه هاي چندش آورش تمام شود. ياد آن لحظاتي كه عذابم مي داد و من هيچ دم بر نمي آوردم، رودي از خون در مقابل چشمانم رژه رفت. همان لحظه جسم سنگيني را كه از قبل آماده كرده بودم بر فرق سرش كوبيدم؛ آنچنان كه خون سرخش روي دستم پاشيد.
آخرين نگاهش هيچ گاه از صفحه ذهنم پاك نمي شود. هيچ اثري از پشيماني در آن نبود. هنوز هم موذي بود و عذاب آور. سرانجام دست و پايش از حركت ايستاد؛ اما نيشش هنوز باز بود. گويي به عذاب وجدان بعد از اين من پوزخند مي زد. باز هم نگاهي به جسد بيجانش كردم. ديگر سرد سرد شده بود. انگار هيچ وقت زنده نبود و نفس نمي كشيد؛ اما قيافه اش مظلوم شده بود و ترحم انگيز.
حال كه گذشت؛ اما خوب كه فكر مي كنم، دلم به حالش مي سوزد، پشه بيچاره!...!
امروز میخواستم در مورد یک موضوعی بنویسم که بخش مهمی از زندگی هر فردی رو تشکیل میده اونم چیزی نیست به جز داشتن ارزوهای جورواجور .
داشتن ارزو از سنین کم شروع میشه و تا موقع مرگ ادامه داره .
ارزوهای بچگی اغلب ارزوهای کوچکی هستند اما هر چی که سن بیشتر میشه ارزوها هم بیشتر میشه.
بعضی ها سعی میکنند که با تلاش به بعضی از ارزوهاشون برسن اما بعضی ها هم تلاشی نمیکنند
اما بعضی از ارزوها هم دست نیافتنی به نظر میان.
بعضی از ارزوها هم با شرایط جامعه ممکن مطابقت نداشته باشه.
بعضی هاشون هم اگر امکانات بیشتری در اختیار فرد قرار بگیره احتمالا دست یافتنی میشن.
اما واقعا چقدر سخته نرسیدن به ارزوهایی که چندان دور از دسترس نیستند اما به دلیل یک سری مشکلات و شرایط خاص که ممکن برای هر فرد پیش بیاد فقط یک ارزو باقی میمونن
به هر حال من امیدوارم که حداقل به تمام ارزوهای منطقیتون برسین .
با امید موفقیت برای تمام دوستان
رنگيـــــن کـمـــان نصيـب کسـاني مي شـــــود که
تــا آخـــــــــریـن لحظـــه
زيـر بـاران بماننــــد
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا ما را به حال خود وا مگذار.......... آمین
حرکت از نو با حرکتی از نو
کودکی که آماده تولد بود , نزد خدا رفت . پرسید :
می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ;
اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم
خداوند پاسخ داد : از میان تعداد بسیاری ازفرشتگان , من یک فرشته برای تو در نظر گرفته ام .
او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد .
اما کودک هنوز مطمئن نبود که میخواهد برود .
اینجا در بهشت , من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم
و اینها برای شادی من کافی هستند .
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد
تو عشق اورا احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود .
کودک ادامه داد :
من چطور میتوانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمیدانم ؟
خداوند اورا نوازش کرد و گفت :
فرشته تو , زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد
و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی
کودک با ناراحتی گفت : وقتی میخواهم با شما صحبت کنم , چه کنم ؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت :
فرشته ات دستهایت رادرکنار هم خواهد داد و به تو یاد میدهد که چگونه دعا کنی .
کودک سرش را برگرداند و پرسید :
شنیده ام در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟
- فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد :
اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود .
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات همیشه در مورد من برایت صحبت خواهد کرد
و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت
گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهائی از زمین شنیده می شد
کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند
او به آرامی یک سؤال دیگر از خداوند پرسید :
خدایا! اگر من باید همین حالا بروم ، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوئید
خداوند شانۀ او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته ات اهمیتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی
برگرفته از یک فنجان چای داغ
با سلام
وقتتون بخیر
تجربه ی نوشتن این جور مطالب رو ندارم
ولی از وبلاگایی که این جوری مینویسن خوشم میاد
اومدم برای سلامتی مادر یکی از همکاران دعا کنم
از خداوند برای همه بیماران و برای مادر یکی از همکاران آرزوی سلامتی و شفای عاجل دارم
خدایا
شفا ده که با شفایت چیزی از تو کاسته نمیشود
یا شافی
اشف کل مریض
انشاء الله خدا همه مریض ها رو شفا بده
---------------------------------------------------
یک داستان کوتاه
زن کشاورزي بيمار شد ، کشاورز به سراغ يک راهب بودايي رفت و از او خواست براي همسرش دعا کند .
راهب دست به دعا بر داشت و از خدا خواست همه بيماران را شفا بخشد.
ناگهان کشاورز دعاي او را قطع کرد و گفت : " صبر کنيد ! از شما خواستم براي همسرم دعا کنيد و شما داريد براي همه بيماران دعا مي کنيد ! "
راهب گفت : " من دارم براي همسرت دعا مي کنم ."
کشاورز گفت : " اما براي همه دعا کرديد ، با اين دعا ، ممکن است حال همسايه ام که مريض است ، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمي ايد . "
راهب گفت : " تو چيزي از درمان نمي داني ، وقتي براي همه دعا مي کنم دعاهاي خودم را با دعاهاي هزاران نفر ديگري که همين الان براي بيماران خود دعا مي کنند ، متحد مي کنم ، وقتي اين دعاها با هم متحد شوند ، چنان نيرويي مي يابند که تا درگاه خدا مي رسند و سود ان نصيب همگان مي شود .
دعا هاي جدا جدا و منفرد ، نيروي چنداني ندارد و به جايي نمي رسد
حرکت از نو با حرکتی از نو






